ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

1117

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و مكاسب است كه آن را چون خود شيخ نوشته وى اكتفا بدان نموده ، در چهار جلد : اول در نماز ، دويم زكات و خمس و روزه ، انجام تأليف آن روز 4 شنبه 23 ع 2 سنه 1288 ، و تمام اين كتاب قريب صد هزار بيت است ، و آن بزرگوار در جمعه آخر ماه جمادى الاولى سنه هزار و سيصد و هشت ، چنان كه در « الذريعة 17 : 199 » فرموده - مطابق ( 19 جدى ) ماه برجى - در تهران وفات كرد ، و همان‌طور تر و تازه او را بنجف برده و در خانهء كوچكى از خود كه كتيبهء كاشى دارد در پهلوى خانهء آية اللّه خراسانى به عقد الحمير ، در نزديكى مدرسه بزرگ آقاى بروجردى دفن كردند ، و در ( ج 5 و 7 ) وفاتش را در حدود سال 1310 نوشته كه آن وقت تاريخ تحقيقيش بر وى معلوم نبوده و سپس كه آن را معلوم داشته در ( جلد 17 ) چنان كه ديدى نگاشته . و فرزندش شيخ محمد تقى شرح احوال اين پدر باهنر را در آخر « قوامع » ذكر كرده ، و در « الذريعة 9 : 1138 ش 7336 » شرحى بعنوان « ديوان ميثمى » در احوال اين شيخ محمد تقى نوشته بخلاصه اينكه : وى پس از وفات پدر خود در تهران در محلهء پامنار در مسجد آقا بهرام امامت جماعت مىنمود و از اشعارش « تخميس قصيدهء نونيه » ئى است كه مطلع آن اينست : ( النفس باللهو فى الدنيا تشاغلنى ) ، و در أواخر آن فرمايد : لا اضحك اللّه سن الدهران له * قواعد عدلت عن كل ميزان كه چهل و دو بيت است ، و همچنين آن را تتميمى است بر صدر و ذيل مرثيه حضرت فاطمه زهراء ( صلوات اللّه و سلامه عليها ) در وفات پدر بزرگوارش ( ص ) كه آخر آن اينست : « الهى عجل وفاتى سريعا » ، و اين تتميم را فرزندش شيخ جمال الدّين در حدود سال 1313 چاپ كرده در هامش « شرح ميرزا كمالاى فسائى بر قصيده دعبل خزاعى » ، و او معلم من بود كه قدرى از « شرح باب حادى عشر » و « نجات العباد » را در خانه خودش ( كه برابر خانه دائيم حاج سيد محمد خليل در كوچه صدراعظم در محله پامنار تهران بود ) نزد او خواندم ، و او در حدود هزار و سيصد بيست و اندى وفات كرده ، انتهى . و فرزندش حاج شيخ جمال الدّين در ( 1368 ) بيايد .